تبليغاتX
لیا

گوهر مقصود

 

 

چو عاشق میشدم گفتم ربودم گوهر مقصود

ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد


 

نوشته شده توسط زهره در یکشنبه نوزدهم مهر 1388 ساعت 9:37 موضوع | لینک ثابت


نازنین

دلم تنگ شده  نازنینم

شاید در دلم  غوغا باشد که هست ,و می دانم که در دل تو هم همین غوغا به پاست میدانم هستی چون من هستم  دنیا را برایت اشک باران کردم این را هم می دانم ولی دست تو هست  که بیایی یا نه الهی  دنیا برایت اشک بریزد ولی تو برای دنیا اشک نریزی  یاحق


 

نوشته شده توسط زهره در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 ساعت 21:32 موضوع | لینک ثابت


دل من

سلام  نمی دونم چی بگم قرار از این به بعد من داخل این وب بنویسم اسم هست کلثوم  داخل این وب  پس منتظر باشید تا در باره خودم برایتان بنویسم


 

نوشته شده توسط زهره در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 15:41 موضوع | لینک ثابت